تبليغاتX
دایره سیاه

دایره سیاه

یادداشت های سینمایی

تصورش را بکنید که یک زن سی و سه ساله ای هستید و یک دختر چهارده ساله هم دارید و آخر هفته به شهر دیگری رفته اید برای مراسم سالگرد مادرتان . در بازگشت از سفر می بینید که شوهرتان تمام اخر هفته را جلوی تلویزیون نشسته و قوطی های خالی آبجو گواه است. بعد از یک درگیری لفظی به خاطر فقر مالی خانواده...مرد خانواده اعلام می کند که از کارش اخراج شده و شما با کارتان که نظافت یک بیمارستان است باید خانواده را بگردانید...

فردای آنروز از سر کار هرچه به دخترتان و شوهرتان تلفن می زنید کسی گوشی را بر نمیدارد تا شب که با اتوبس به خانه بر می گردید ، دخترتان را زیر باران در انتظار می بینید که با دیدن شما زیر گریه میزند و تا خانه کلمه ای حرف نمی زند.... و در خانه کسی نیست... دخترتان اشاره به آشپزخانه می کند و در آشپزخانه با جسد شوهرتان روی زمین رو در رو می شوید که دور تا دورش را خون گرفته ... و دخترتان می گوید چون پدرش می خواسته به او تجاوز کند با چاقو به این روزش در آورده...وشما اولین کاری که می کنید زمین اشپزخانه را تمیز می کنید و دراین فکرید که با این جسدی که روی دستتان مانده چه باید بکنید.. 

آن چه که در بالا آمد ده دقیقه اول آخرین فیلم پدرو آلمودوار "بازگشت""(VOLVER) می باشد که  در نوع خودش یک شاهکار می باشد.

فیلم در جشنواره کن ، تقریبن نادیده گرفته شد و فقط جایزه بهترین بازیگر زن برای اولین بار در تاریخ جشنواره کن به بازیگران زن این فیلم تعلق گرفت و واقعن هم به حق.

فیلم با صحنه ای در قبرستان شروع می شود و با سیاهی در انتظار مرگ به پایان می پذیرد.

بازی ها به طرز حیرت انگیزی درخشان است از پنه لو په کروز گرفته که تا این زمان اصلن از بازیش خوشم نمی امد تا هنرپیشه نوجوانی که نقش دختر کروز را بازی می کند و جایره کن به حق به این گروه داده شد.

آلمادوار با طنز خاص خودش با موفقیت داستان را پیش میبرد و به هیچ عنوان دچار احساساتی گری های فمینیستی نمی شود در حالی که حضور مرد ها درطول کل فیلم بیش از پنج دقیقه نمیشود.

تصورش را بکنید این سوژه را بدهید دست یکی از این کارگردان های فمینیست خودی مثل تهمینه میلانی تا ببینید چه آش شله قلم کاری از آب در می آید.

فیلم را سه شنبه شب گذشته در برنامه سورپرایز فیلم سینمای محل مان دیدم و واقعن که سورپرایز بود به خاطر این که فیلم دو ماه دیگر در این جا اکران می شود.

مطلب آخر این که این پست آخرین مطلب من قبل از سفرم به ایران خواهد و نمیدانم که در ایران فرصت به روز کردن وبلاگ را دارم یا نه. امید که بتوانم با برخی از دوستان نادیده وبلاگی ملاقاتی داشته باشم. 

با سلام.

+ نوشته شده در 2006/7/8ساعت 8:30 PM توسط آران جاویدانی |


بعد از دو سالی که وب گردی نکرده بودم ، یکی دو ماهی است که با پیدا کردن خیلی اتفاقی وبلاگ بسیار خوب دوست نادیده عزیز، سرپیکو (بی خوابی) به وب گردی برگشتم که شرحش را قبلن گفتم.

این دوست نادیده عزیز با چنان انرژی غریبی نه تنها هفته ای سه بار وبلاگش را به روز می کند بلکه تقریبن به تمام وبلاگ های سینمایی سر می زند و پیام می گذارد.

البته در این دو سالی که وبگردی نمی کردم دو وبلاگ دیگر بود که با علاقه هفته ای یکبار سر می زدم و می خواندم و لذت می بردم. اولی وبلاگ استاد و دوست بسیار عزیزم رضا علامه زاده است که از هر دری می نویسد وچه خوب . اگر علاقه ای به موسیقی کولیان دارید این وبلاگ را از دست ندهید. و دیگری هم وبلاگ فانوس خیال ما (بهروز تورانی) است که از منتقدان قدیمی سینمای ایران است و او هم چندی است هزار و یک شبش را شروع کرده.

و اما از وبلاگ هایی که از طریق وبلاگ بی خوابی و یا از پیامی که برایم گذاشتند ، آشنا شدم باید از وبلاگ گوهر نام ببرم که اتفاقن همین امروز آدرسش را عوض کرده و من هم آدرس جدیدش را گذاشتم. پست قبلیش که تکه ای از فیلم لئون بود برای من دنیایی خاطره را به یادم آورد. وبلاگ تاریخ سینما هم که در مطلب جدیدش به مکتب اکسپرسیونیست  پرداخته، تقریبن پایگاه روزانه من شده.

قصد ندارم تمام وبگردی هایم را برایتان بنویسم ولی دو وبلاگ دیگر را باید حتمن نام ببرم ..اولی وبلاگ رویا بین هاست که نگاهی دیگر دارد به سینما و دیگری هم وبلاگ سفره خانه است که چند سالی است که دنبال میکنم و از شعر هایش لذت می برم.

در این وبگردی ها به مطلبی بر خوردم که ذهنم را به خود مشغول کرد و آن اینکه این وبلاگ های سینمایی به شدت پراکنده اند و ممکن است که بر سر یک اتفاق وبلاگی را پیدا کرد که اتفاقن خواندنی هم است. و چه بسا مطلبی را که من انرژی می گذارم و فیلمی را معرفی می کنم ، شخص دیگری در وبلاگش معرفی کرده باشد ، چه بسا بهتر از من. من در آغاز که این وبلاگ را شروع کردم به قصد معرفی هزار و یک فیلم و لیستی هم تهیه کرده بودم با دیدن وبلاگ بی خوابی متوجه شدم که بخشی از لیست من آن جا هست وجه خوب هم معرفی شده اند.

پیشنهاد من به وبلاگ های سینمایی این است که : یک وبلاگ فهرست درست کنیم با لینک مطالب هر وبلاگ  و هر هفته به روزش کنیم . با این حساب کلی در وقت صرفه جویی می شود و با نگاه کردن به فهرست دیگر می دانیم که به سراغ کدام وبلاگ برویم که پست جدید دارد.

این ایده هنوز خام است و نیاز به همفکری دارد . منتظر پیشنهاد می نشینیم.

باسلام. 

 

+ نوشته شده در 2006/7/2ساعت 7:58 PM توسط آران جاویدانی |


                                   Play it again Sam

دوباره سعی کن سام

دوباره بزن سام( در تهران:دوباره سعی کن سام)                                                               

کارگردان: هربرت راس                                                                                                 

فیلمنامه: وودی آلن بر اساس نمایشنامه ای نوشته خودش                                              

فیلمبردار : اوئن رایزمن                                                                                         

بازیگران :وودی آلن ، دایان کیتن ، تونی رابرتز ، جری لیسی (شبح همفری بوگارت)

آلن فلیکس عشق سنمایی است که به تازگی زنش ترکش کرده وحین تماشای فیلم کازابلانکا شبح همفری بوگارت به او توصیه می کند که دوست دختر جدیدی بگیرد . لیندا (دایان کیتن) و همسرش دیک به کمک آلن می آیند .... بعد از مدتی آلن به لیندا علاقمند می شود و شبی را با هم سر می کنند....

فیلم که بر اساس نمایشی موفق نوشته خود وودی آلن اقتباس شده ، هرچند که توسط خود وودی آلن کارگردانی نشده ولی فیلمی کاملن وودی آلنی است.

در آغاز آلن را مشغول تماشای صحنه پایانی کازابلانکا می بینیم که پایان فیلم هم در واقع باز سازی همان صحنه است.

شوخی های فیلم کاملن جا افتاده وتماشاچی را با خود درگیر می کند. دیالوگ ها عالی است و حتی خیلی حساب شده تر از فیلم بعدی وودی آلن پول رو بردار و فرار کن.بکی از دیالوگ ها فیلم:

آلن : نه این درست نیست پدر و مادر من هرگز از هم جدا نشدند ، هر چند که من خیلی اصرار کردم که این کار را بکنند.

هربرت راس کارکردان فیلم واقعن خودش را به فیلمنامه نزدیک کرده نه فیلمنامه را به خودش و این فیلم را تبدیل کرده به یکی از بهترین های وودی آلنی.

شبح بوگارت درست مثل یک شیطان و فرشته همزمان روی شانه های آلن است  به این دیالوگ توحه کنید:

Nancy: Don't listen to him!
Bogart: Don't listen to HER!
Allan: Fellas, we're in a supermarket.

توصیه می کنم که تماشای این فیلم را نگذارید برای روز های آخر چون واقعن حیف میشود اگر نبینید.

در انتها چند تا از دیالوگ های فیلم را برایتان می گذارم و توضیح این که اول می خواستم ترجمه آن ها را بگذارم ولی واقعن حیفم آمد چون اصالتش را از دست می داد.

 .



 

Nancy: My lawyer will call your lawyer.
Allan: I don't have a lawyer. Have him call my doctor.

 

Allan: That's quite a lovely Jackson Pollack, isn't it?
Museum Girl: Yes, it is.
Allan: What does it say to you?
Museum Girl: It restates the negativeness of the universe. The hideous lonely emptiness of existence. Nothingness. The predicament of Man forced to live in a barren, Godless eternity like a tiny flame flickering in an immense void with nothing but waste, horror and degradation, forming a useless bleak straitjacket in a black absurd cosmos.

Allan: What are you doing Saturday night?
Museum Girl: Committing suicide.
Allan: What about Friday night?

Allan: Yeah, I get that.
Linda.: What is it, fear or anxiety?
Allan: Homosexual panic

 

 

Allan: I guess the secret's not being you, it's being ME. True, you're not too tall and kind of ugly, but what the hell? I'm short enough and ugly enough to succeed on my own.
Bogart: Here's looking at you, kid.

 

 

Bogart: Now move closer to her.
Allan: How close?
Bogart: The length of your lips.
Allan: That's very close.

Allan: If that plane leaves the ground, and you're not on it with him, you'll regret it - maybe not today, maybe not tomorrow, but soon, and for the rest of your life.
Linda: That's beautiful!
Allan: It's from Casablanca; I waited my whole life to say it.

 

 

مطلب دیگر این که واقعن پدرم در اومد سر پست کردن این مطلب ...سه بار هر چه که نوشته بودم ناپدید شد.

فیلم بعدی : ؟؟؟؟؟

با سلام.

+ نوشته شده در 2006/6/24ساعت 2:43 AM توسط آران جاویدانی |


نام:آران جاویدانی
متولد 15خرداد سال 1335
تحصیلات: مهندسی راه و ساختمان
محل سکونت فعلی: رتردام ، هلند


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

طنزناک
فرهاد
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

5/21/2008 - 6/20/2008

5/22/2007 - 6/21/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
5/22/2006 - 6/21/2006


Links

بی خوابی
سفره خانه
از دور بر آتش(رضا علامه زاده)
فانوس خیال ما
فیلم نوشته ها
خط و ربط(ناصر زراعتی)
هنر هفتم
رویابین ها
نوین تصویر
گردون
سلام سینما
سینما×سینما
پرده شیشه ای
شهر فیلم
موسیقی و فیلم
از نفس افتاده
نور زمستانی
زبان سینما
موج نو
خشت وآینه (پرویز جاهد)
مستندساز (لیلا خوانساری)
آگراندیسمان
سینمای مستند(محسن قادری)
موج نو (آرشیو)
رضا قاسمی
سینما زندگی است
تسخیر ناپذیر
گوهر
تاریخ سینما
خط مشی به نام سینما
هادی آفریده (فیلم کوتاه و مستند)
شوقات(یوسف نیک فام)
توکا نیستانی
Parastoo Daily پرستو شوکتی
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :